تبليغاتX
عصر بخیر بچه ها

عصر بخیر بچه ها

مصاحبه هههههههههههههههه!

سلام بچه ها یادتون نره پیام نمای شبکه۲ صفحه ۶۱۵

این بار مصاحبه با سل خان بود!

ولی هفته ی بعد یا یویو یا ففرشی...

تابعد...

بدرود

راستی اینو تو اون وب لاگ نوشته بودم ولی دیگه گفتم بدونی!

بای

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعت 4:2  توسط مریم  | 

تغییر آدرس سایت!

سلام بچه ها من آدرس وب لاگ رو تغییر دادم و از این به بعد تو اون وب می آپم!

راستش آدرس این وب خیلی زیاده البته اونم زیاده ولی بهتره!

اینم آدرسش دیگه باید برم قالب و به قول کیوان:غیره وغیره! پیدا کنم!

عصربخیربچه ها(خودم)

و

راستی یک میل جدید قراره درست کنم

بابای

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعت 1:51  توسط مریم  | 

چه خبرااااااااااااااااااااااااااااااااااا؟

سلام بچه ها امروز برنامه رو دیدین؟

یویو بیچاره تجدید آوورد!

بابابزرگش مبخواست مل مل بیچاره رو بکشه!

امروز ففرشی هم مخ نداشتا!

حداقل کمی جدید بود برنامه آخه همیشه یویو نمیفهمید ولی ففرشی I.Q

من زنگ کودک رو دیدم ولی واس نوجوون خوابم برد!

دیگه چه خبر؟

کم پیدایین!

من که نمیتونم تو بلاگفا نظربدم معلوم نیست چه مرگشه!

نظربدین بدجنس اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا!

به قول همین بچه سوسولا:اگه نظر ندین دیگه نمیام اااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا!

بچه ها کار ندارین؟

بابای

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعت 1:14  توسط مریم  | 

جواب لیلا خانوم

سلام ببخشید لیلا خانوم من واسشون میل زدم بنویسم لیلی دیوونه؟ممنون میشم جواب بدین...

راستی من اون روز که یویو نبود۲ ساعت نشستم نوشتم ولی همش به قول مل مل یه هو رفت!

بابای گلا

+ نوشته شده در  شنبه سی ام خرداد 1388ساعت 9:1  توسط مریم  | 

عکس

سلام بچه ها دیدین چی شد نشستم  ۳ساعت نوشتم همش رفت! این عکسارو داشته باشین:
حسین اکبری


بچه من برم که خیلی خوابم میاد...ولی اگه خوابم برد!

بدرودددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددد....

راستی میترا جون ممنون...

بابای

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388ساعت 3:55  توسط مریم  | 

تاچندروز دیگه ...

سلام بچه ها چه خبر راستی چرا امروز برنامه اینجورشد؟تازه پیام منوهم نخوندن!

راستی بروبچ من ۳روز نیستم! فردا باید برم نمیدونم کجا تواین راه های خراب!فقط واسه مو!

۴شنبه میریم نمیدونم کجا عقدپسر،دخترخاله بابام.شب هم میمونیم چون:

۵شنبه عروسی دختر،پسرخاله بابام!

جمعه هم رأی گیری وای ییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی!کی حال داره!من که بامامانمینا نمیرم!برم چیکار؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

راستی برین اینجاها:

www.hossein-akbari-1367.blogfa.com

www.maryaaaaaaaaaaaaaaaa.blogfa.com

اینا ماله خودمه!

راستی فرانک ممنون واست میل فرستادم...

راستی فکر کنم فردا بیام نت!

وبه قول بچه ها:

نمیگم خداحافظ،چون بازم فراره بیام،پس میگم:مواظب خودتون باشید...

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم خرداد 1388ساعت 0:30  توسط مریم  | 

هفته ی بدبیاری!

وای بچه ها چشمتون روز بد نبینه!آخ ببخشید سلام خوبید چه خبرا باور کنید حال عکس گرفتن ندارم!تازشم امروز خونه نبودم ونتونستم عکس بگیرم!

راستی بچه ها ون روزکه حسین گفت از موش میترسم من گفتم:آخه پسرا که دیگه نباید از موش بترسن که!درضمن مسخره هم نکردم فقط تعجب کردم! فرداش رفتم ت اتاقم نشستم روتخت یک دفعه یه موش ازپشت میز اومدورفت بیرون!من انقدرجیغ زدم که دیگه داشتم ازحال میرفتم!(غذا مامانم هم سوخت!)

ازبخت بدم امروز خونه پدربزرگمینا بودم عموم یه لاکپشت داره خیلی کوچولویه هی میومدو منواذیت میکرد!(خداییش داشت رواعصابم راه میرفت)بعداز شام تو آشپزخونه داشتم سربه سر پسرعمم میزاشتم که یه هو احساس کردم یه چیزی روپامه چقدر من بدبختم که شلوارک پام بود!نگاه کردم دیدم سوسکه هههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه! انقدر جیغ زدم که همه جمع شده بودن دورم! دیگه باجیغ وگریه رفتم بیرون وپامو شستم!همون موقع عموم داشت میرفت بیرون گفت چته؟من باگریه گفتم:سوسک رفت روپام مممممممممم! و زدم زیر گریه

دیگه گفتم بابا حسین غلط کردم خوبه هههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه؟


یعنی تو این یک هفته حتی به سرم زده که ازدست موشه خودکشی کنم!

آقا این چندروزا بدترین روز عمرم بوده!آخه اون از موشه!این از سوسکه!وای یعنی دیگه واقعا" لر شدو چون همش باید بگم(بختم!)


بچه هامن دیگه بایدبرم...
بدروددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددد...

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم خرداد 1388ساعت 1:56  توسط مریم  | 

ای بابا!

سلام بچه ها ببخشید دیر اومدم آخه نت بالانمیومد!نمیدونم هم باز چه مرگش بود؟! بابام گفت نت از مرکزقطه ولی از بدبختی کامپیوترهم ویروس سسسسسسسسسسسس گرفته!همشم زیرسر آجیمه!بگذریم ممممممممممممممممممممممممم...
آقا بچه ها من خیلی عکس گرفتم اما نمیزارم چون:فتوشاپ نداریم برنامش پاک شده ومنم نمیتونم عکس درست کنم راستی بچه ها اگه میخواید عضو بشید بهم بگید پاش شششش؟پاش دیگه!

راستی فرانک میلتو بده ههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه!

بدرود دددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددد...

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم خرداد 1388ساعت 18:49  توسط مریم  | 

یک خبر!

سلام بچه ها بخشید اما بازم عکس ندارم ایشالا فردا... البته ازفردا شروع به جمع آوری میکنم!

آقا بچه ها فردابرنامه روساعت ۰۸:۳۰ صبح میزاره. فکرکنم حسین وفرشاد بیان...

خوب این آپ هم فقط واسه اطلاع شما عزیزان بود...۲۲۳

راستی بازم راه های ارتباط با برنامه رو اعلام میکنم:


پیامک: ۳۰۰۰۰۲۲۳

تلفن روابط عمومی: ۸۸۷۷۱۱۰۱

ایمیل: asrbekheir@irib.ir

آدرس: تهران - میدان آرژانتین-انتهای خیابان الوند-شبکه ی۲(شبکه ی کودک)-برنامه ی عصربخیر بچه ها


ممنون...

بدرود ددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددد...

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388ساعت 18:19  توسط مریم  | 

...

سلام بچه ها چندوقت نتونستم بیام ببخشید!

راستی یک خبر واسه طرفدارای حسین:از مرغ وخروس میترسه!(خب مگه چیه من از جوجه میترسم باورکنید دددددددد!)

عکس هم نتونستم بگیرم راستش دیرو بعد از ۲۹/۲ بار اول بود رفتم بیرون!به قول محس:باورکن ننننن

خوب امروز هم برنامه رو نگاه نمیکنم چون حسین نیستش مگه من بیکارم برم فرشادو سهیل ونگاه کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟

راستی بچه ها من اون روز  یعنی۹/۳ اومده بودم وراه های ارتباط با برنامه رو واستون نوشته بودم ولیثبت نشده بود منم خبرنداشتم!عیب نداره حالا مینویسم:


پیامک: ۳۰۰۰۰۲۲۳

تلفن روابط عمومی: ۸۸۷۷۱۱۰۱

میل(همون پست الکترونیک!): asrbekheir@irib.ir

آدرس: تهران-میدان آرژانتین-انتهای خیابان الوند-شبکه ی2(شبکه ی کودک)-برنامه ی عصربخیربچه هاااا


راستی فرانک جون شما یا میل یا شماره ای چیزی به من بدید چون کارتون دارم(واسه اون نظر خصوصیتون)
ممنون...
بدرود ددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددد...

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم خرداد 1388ساعت 15:43  توسط مریم  |